• شهروند خبرنگار
  • شهروند خبرنگار آرشیو
امروز: -
  • صفحه نخست
  • سیاسی
  • اقتصادی
  • اجتماعی
  • علمی و فرهنگی
  • استانها
  • بین الملل
  • ورزشی
  • عکس
  • فیلم
  • شهروندخبرنگار
  • رویداد
پخش زنده
امروز: -
پخش زنده
نسخه اصلی
کد خبر: ۱۷۸۶۳۲۵
تاریخ انتشار: ۰۸ شهريور ۱۳۹۶ - ۱۲:۳۳
نامه همسر شهید محسن حججی؛

آمدم بی تابی کنم، اما باز کربلا نگذاشت

"محسن جان؛ مرد من، در این مدت که نبودی ولی بودی اتفاقات زیادی افتاد، چقدر برایت حرف دارم، ناگفته هایی به اندازه تمام سالهای با هم بودنمان، تو هم بیا و‌برایم بگو، از لحظه لحظه شیرینی های این سفر..."

آماده انتشار /// همسر خوبم؛ اگر عشق به تو نبود آرامش من هم نبودبه گزارش سرویس فضای مجازی خبرگزاری صدا و سیما؛ شهید محسن حججی یکی از نیروهای لشکر زرهی 8 نجف اشرف و از نیروهای فعال موسسه شهید احمد کاظمی بود. او اهل اصفهان و 25 ساله بود که در منطقه مرزی عراق و سوریه طی یورش داعش، اسیر و دو روز بعد از اسارت همچون سالار شهید اباعبدالله الحسین علیه السلام به درجه رفیع شهادت نائل شد و پیکرش در دست تروریسیت های داعش باقی ماند. از این شهید بزرگوار یک فرزند دو ساله به یادگار مانده است.

حال پس از گذشت کمتر از یک ماه از شهادت شهید حججی, طبق توافق حزب الله لبنان با داعش, حزب الله لبنان پیکر مطهر شهید محسن حججی را از داعش پس گرفت. به همین مناسبت همسر شهید محسن حججی نامه‌ای را خطاب به همسر شهیدش نوشته است که متن این نامه در ادامه می‌آید:

بسم رب الشهداء و‌الصدیقین
سلام بر حسین و یارانش و سلام بر محسن عزیزم.
میم، مثل حسین
42روز پیش راهی سفرت کردم.سفری پر از خطر، اما پر از عشق.سفری که بازگشت از آن یا برگشتن بود یا ماندن.سفری که برگشتنش زندگی بود و ماندنش هم زندگی. اولی زندگی در دنیا و‌ دومی زندگی هم در دنیا و هم در آخرت. هر چه بود عشق بود و عشق.
خودم هم ساکت را بستم و وسایلت را جمع کردم.از زیر قرآن ردت کردم. آخرین نگاهت هنوز پیش چشمانم هست. ای کاش بیشتر نگاهت کرده بودم، هم چشمانت را، هم قد و‌بالایت را، هم سرت را.
راستش را بخواهی فکر نمی‌کردم این قدر پر سر و صدا شود رفتنت. نه فقط رفتنت، حتی آمدنت.
عزیز دلم؛ دروغ چرا؟ خیلی دلم برایت تنگ شده است. میدانم که تو هم همین حس و حال را داشته ای. شب قبل از عملیات زنگ زدی و‌گفتی:«دلتنگتان شده‌ام ».
آمدم بی تابی کنم....اما باز کربلا نگذاشت. آخرین دیدار رباب و همسرش.
آمدم بی قراری کنم...اما، به یاد روضه حضرت رباب افتادم. روضه رباب خداحافظی اش فرق می کند. وداع آخرش فرق میکند. خودت هم قبول داری، اصلا رباب جنس غمش فرق می کند. رباب سر، هم سرش را بریده دید. بالای نیزه دید. به دنبالش هم رفت. نمی دانم من هم سر، هم سرم را می بینم یا نه؟! اما ، می‌دانم به اسارت نمی روم.
همسر خوبم؛ اگر عشق به تو نبود آرامش من هم نبود. قبل از رفتنت به من گفتی :«صبور باش، بی تابی نکن، محکم باش، قوی باش، شیر زن باش».من هم گوش کردم. عشق به تو مرا به این اطاعت رساند.
محسن جان؛ سفیر امام حسین. خبر داری روز عرفه نزدیک است. نمی دانم امسال دعای عرفه را بیاد حاج احمد کاظمی بخوانم یا بیاد تو. چقدر زرنگ بودی و من تازه فهمیدم. عرفه، مسلم، حاج احمد، تو و شهادت. یک رازی پشت پرده هست که شما را بهم گره زده.
می‌گفتی: « یک شهید را انتخاب کنید، باهم رفیق باشید و تا آخر هم با هم بمانید».
گفتی :«زندگی ات را مدیون حاج احمد هستی»
گفتی:«من سر این سفره نشسته ام و‌ رزق شهادتم را هم از این سفره بر میدارم».
تو حاج احمد را انتخاب کردی و حاج احمد هم تو را. مثل خودش هم رفتی؛ با عزت و سربلندی.
همسر عزیز و پدر مهربان، این روزها حضورت را بیشتر از قبل احساس میکنم. به این باور رسیده ام که شهدا زنده اند. خودت که شاهد بودی. بعضی مواقع علی آقا، پسرمان گریه می کرد، خیلی بی تابی می کرد. خسته که می شدم با تو حرف می‌زدم و می گفتم: «محسنم، علی را چه کار کنم؟ خودت بیا».تو می آمدی، چون علی آرام آرام می‌شد.
می‌دانم که همیشه هم قرار است پیشمان باشی. اصلا خودمانی تر بگویم، زندگی جدیدی را شروع کرده ایم. مثل همه زندگی ها سختی هایی دارد، مشکلاتی دارد. اما، مهم این است که من فقط تو را دارم. این زندگی هم تفاوت هایی دارد، چون زندگی مان با بقیه فرق می کند، مثل همان روزها پیوند این زندگی آسمانی است.

اما می‌دانم که باز برایم قرآن میخوانی، آن هم با ترجمه.کتاب خواندن هایمان ادامه دارد. گلستان شهدا هم که می‌رویم. مداحی هم برایم می کنی.
یادت هست چقدر این شعر را دوست داشتی.منم باید برم...آره، برم سرم بره....آن قدر گفتی و‌خواندی و گریه کردی و به سینه زدی که آخر هم رفتی.هم خودت و هم سرت.
راستی برایت نگفته ام، علی دیگر مثل قبل نیست. آرام تر شده. انگار فهمیده که بابایش قرار است بیاید و هر روز باید سنگ مزار پدرش را ببوسد تا خود صورتت را. همین هم برایش کافی است.
شب ها برایش قصه می گویم. یکی بود ، یکی نبود. پدری بود به نام محسن و ....با خودم قرار گذاشته ام هر شب یک داستان از تو برایش بگویم. موضوع های زیادی دارم. مثل، داستان روزهای گذشت و فداکاری ات در اردوهای جهادی. داستان عروس و دامادهایی که زندگی شان با عکس تو شروع شد. داستان فرزندی بنام امیر حسین که مادرش نامش را تغییر داد و شد محسن. داستان مشکلاتی که به واسطه متوسل شدن به تو حل شد.داستان مرد بودنت، نه ببخشید شیر مرد بودنت.

قصه ها را برایش می گویم تا بزرگ شود، مرد شود، جهادگر شود، ولایتی شود، پاسدار شود، شهید شود و مثل تو شود.
محسن دوست داشتنی ام؛ چه انقلابی به پا کرده ای؟!ببین. دنیا را زیر و رو کرده ای. دل ها را تکان داده ای. نه فقط در دنیای مجازی بیا و ببین برایت چکار کردند. برای آمدنت هم سنگ تمام می‌گذارند. رهبرمان هم گفتند:«محسن حججی، حجت بر همگان شد».

همسر مهربانم؛ بگذار از سکوت این شب ها هم برایت بگویم. با خودم فکر می کردم که اصلا مگر محسن من چند سال داشته؟ محسن جان، مرد من؛ جوان دهه هفتادی امروز علم اسلام افتاده است به دست تو، به نام تو. چگونه زندگی کرده ای، که خدا عاشقت شد. خدا که عاشقت شد تو را انتخاب کرد. وقتی خدا تو را خرید، اهل بیت هم به بازار آمدند. دوستت داشتند که تو هم عاشق آنها شده ای. عاشق که نه، اصلا تو مثل خودشان شده ای. دلنوشته هایت را خوانده ام. دوست دارم مثل حضرت علی اکبر در جوانی فدای اسلام بشوم...که شدی. می‌خواهم گوشه ای از مصائب حضرت زهرا (س) را بفهمم ....که فهمیدی.

درد بازو  و پهلو را احساس کنم....که حس کردی. شهادت بی درد هم نمی‌خواهم. دوست دارم مثل ارباب بی کفن بی سر بشوم....بی کفن شدی، بی سر هم شدی.
سر دادی و سردار شدی.
مردانگی را در چشمانت دیدم وقتی که در دست آن ملعون وحشی اسیر بودی و پهلویت زخمی بود. ولی، تو ایستاده بودی. اصلا مگر می شود؟! اما نه، تعجب هم ندارد. از مادرت حضرت زهرا (س)به ارث برده ای. مظلومیت را هم از پدرت امیرالمومنین (ع).

با شنیدن نام تو، عاشورا برای من تکرار میشود. تکرار که نه، تجسم هم میشود.غریب گیر آوردنت.
خنجر...پهلو...زخم...اسارت...تشنگی...‌رجز خوانی...خیمه...آتش... دود...سر جدا... بدن بی سر....روضه ام‌ تکه تکه شده. هر کلمه ای خودش زیارت ناحیه مقدسه است. یک نفر بگوید مگر امروز، روز  عاشوراست.
اما همسرم، نگران نباش. ما را به مجلس و‌بزم شراب یزید نبردند.در حرم امام رضا(ع)برایت مجلس آبرومندانه ای گرفتند.همه این اتفاقات هم از همانجا شروع شد.حرم امام رضا(ع)؛شب قدر. تقدیرات تو آنجا رقم خورد و چقدر هم زیبا.
هنوز ادامه اش مانده. با آمدنت داری دلبری می‌کنی برای امام‌زمانت.
محسن جان؛مرد من. در این مدت که نبودی ولی بودی اتفاقات زیادی افتاد. چقدر برایت حرف دارم.ناگفته هایی به اندازه تمام سالهای با هم بودنمان.
تو هم بیا و‌برایم بگو.از لحظه لحظه شیرینی های این سفر.


بازدید از صفحه اول
ارسال به دوستان
نسخه چاپی
گزارش خطا
Bookmark and Share
X Share
Telegram Google Plus Linkdin
ایتا سروش
عضویت در خبرنامه
نظر شما
آخرین اخبار
تامین برق هزارو ۷۰۰ واحد مسکن ملی خراسان شمالی
توقیف ۳۱ هزار لیتر سوخت قاچاق در آب‌های بندرعباس
خط‌کشی حدود ۳ هزار کیلومتر از راه‌های قزوین 
رشد ۵۵ درصدی ارزش معاملات بازار‌های فیزیکی بورس‌های کالایی
اسامی داوران هفته بیستم لیگ یک فوتبال
آغاز نمایش فیلم‌های جشنواره فجر در سینما‌های مردمی از امروز
عرضه «اوراق گام» برای تامین ارز واردات نهاده از امروز
۳ مصدوم در برخورد خودرو با تیر چراغ برق
برنامه‌های شبکه‌های دو، آموزش و امید، در ایام دهه فجر
مهم‌ترین عناوین روزنامه‌های جهان ۱۲ بهمن ۱۴۰۴
چند محور کوهستانی کشور بسته است
افتتاح و بهره برداری از ۵۰ پروژه کشاورزی به مناسبت دهه فجر
به صدا درآمدن سوت قطار در نخستین روز از دهه مبارک فجر
۲۰۰ برنامه فرهنگی - هنری در دهه فجر برای نوجوانان اجرا می‌شود
تاکید معاون وزیر نیرو بر اهمیت اجرای به موقع طرحهای آبرسانی در مشهد
اشتغال‌زایی ۲۰۰۰ نفر در ارومیه
پیرصالحی: ۷۰۰ میلیون دلار ارز دارو همچنان راکد است
خداحافظی با مدارس سنگی و کانکسی در استان کرمان
کشف ۴ قطعه کبک زنده در شهرستان زیرکوه
برگزاری مراسم بزرگداشت آیت الله وحید صحرایی در امیدیه
  • پربازدیدها
  • پر بحث ترین ها
دبیر شورای امنیت ملی با پوتین دیدار کرد
خبر مثبت علی لاریجانی از پیشرفت مذاکرات
شنیده شدن صدای مهیبی در بندرعباس
ساترا تحریم شد
خبر ترور فرمانده نیروی دریایی سپاه کذب است
اختصاص بودجه به واحد‌های نهضت ملی مسکن در کهگیلویه و بویراحمد
فوت قهرمان کشتی آسیا بر اثر انفجار گاز
پرداخت کالابرگ برای حداقل ۷ دهک درآمدی در بودجه
هیچ ایرانی نباید از خرداد ۱۴۰۵ بدون بیمه باشد
حضور رهبر انقلاب در حرم امام خمینی (ره)
اقدام اروپا علیه‌ ایران برای‌‌ جبران تحقیر از سوی آمریکا و روسیه
فرمانده کل ارتش: دست ما روی ماشه است
اتصال چابهار و اردبیل به شبکه ریلی کشور
یک کشته و ۱۴ مصدوم در حادثه انفجار واحد مسکونی در بندرعباس
تقویم و اوقات شرعی شنبه ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ به افق قم
سپاه از قوی‌ترین و مؤثرترین نیرو‌های ضد تروریستی در دنیاست  (۳ نظر)
جابه‌جایی بیش از ۳۰ میلیون تن کالا در محورهای برون‌شهری استان فارس  (۱ نظر)
هفت توصیه کلیدی برای داشتن خواب شبانه بهتر  (۱ نظر)
خبر مثبت علی لاریجانی از پیشرفت مذاکرات  (۱ نظر)
هشدار سخنگوی سپاه به آمریکا؛ برای همه سناریو‌ها برنامه داریم  (۱ نظر)
نیرو‌های مسلح ایران، انگشت برماشه آماده‌اند  (۱ نظر)
دشمنان لجوج ایران در تجاوز نظامی و ایجاد آشوب شکست خوردند  (۱ نظر)
فوت قهرمان کشتی آسیا بر اثر انفجار گاز  (۱ نظر)
اقدام سیاسی و غیرقانونی اتحادیه اروپا علیه سپاه  (۱ نظر)
پاداش پایان خدمت فرهنگیان بازنشسته ۱۴۰۴ کامل پرداخت شد  (۱ نظر)
جشن هلهله فرشتگان در شهرکرد  (۱ نظر)
قالیباف: دیکته کردن را مذاکره نمی‌دانیم و نمی‌پذیریم  (۱ نظر)
اولویت رسیدگی به خانواده‌های شهدا و مجروحین در حوادث دی ماه  (۱ نظر)
اقدام اروپا علیه سپاه، خللی در اراده ملی ایجاد نخواهد کرد  (۱ نظر)
افتتاح بیش از ۲ هزار طرح عمرانی در دهه فجر  (۱ نظر)