شهید امیر نژاد جوان نخبه کهگیلویه و بویراحمدی شهید فتنه ۸۸
شهید امیر نژاد در سال ۱۳۶۵ در روستای محمود آباد از توابع یاسوج متولد شد.
به گزارش خبرگزاری صدا و سیمای کهگیلویه و بویراحمد، شهید ناصر امیر نژاد در رشته هوا فضا در تهران مشغول به تحصیل بود که در روز ۳۰ خرداد ماه ۸۸ برای استقبال از مادربزرگش به میدان آزادی میرود که در این مکان بر اثر اصابت گلوله آشوبگران فتنه گر به ناحیه پهلو، به شهادت میرسد.شهید امیر نژاد در خانوادهای متدین چشم به جهان گشود و از جمله بسیجیان نخبه و متدین استان بود که برای ادامه تحقیقات در رشته هوا وفضا به دانشگاه شهید ستاری نیز معرفی شده بود.
بخشی از زندگی نامه شهید امیر نژاد:
شهید ناصر امیرنژاد در روزهای پایانی شهریور ماه سال ۱۳۶۵ در خانوادهای مومن و متدین در محمودآباد یاسوج از توابع استان چشم به جهان گشود، تولدش در روزگاری اتفاق افتاد که سایه شوم جنگ بر کشور حکمفرما بود و بر هر کوی و برزن اللهای پرپر میشد.
دوران کودکی ناصر، چون همسالانش مصادف بود با جنگ ایران و عراق و سپس بازسازی ویرانهها و مشکلات و معضلات پس از جنگ، از آنجا که پدر ناصر از رزمندگان و ایثارگران دوران دفاع مقدس بود طبیعتا مجبور به رها کردن خانه و کاشانه و زن و فرزند و حضور مداوم در جبهههای حق علیه باطل و بعضا اعزام نیروهای امدادی و رزمندگان به مناطق عملیاتی بود.
چه شبها و روزهای زیادی که ناصر خردسال میبایست در انتظار آمدن بابا چشم به در می ماند و حسرت دوری پدر را با جان و دل می خرید.
روزگار کودکی ناصر با هزاران بیم و امید و خوشی و ناخوشی سپری شد و ناصر وارد دوران نوجوانی و ورود به مقطع دیگری از زندگی شد.
ناصر دوران ابتدایی را در مدرسه شهید نوری محمودآباد و در محله زندگی خود گذراند و در همان ابتدا نشانههای هوش و استعدادش مشهود بود به طوری که در همان مقطع ابتدایی توانست توجه معلمان و مربیان را به خود جلب کند و تحسین آنها را برانگیزد.
پس از پایان دوران ابتدایی دوره راهنمایی را در مدرسه فرهنگیان با موفقیت به پایان رساند و در این دوره همچون دوره ابتدایی از شاگردان نمونه و ارزشی مدرسه بود.
در کانون بسیج محله ثبت نام کرد و فعالیتهای معنوی و فرهنگی خود را از همان دوران جوانی شروع کرد و بانی کارهای خیر زیادی در محله و مدرسه شد.
دوران جوانی ناصر همزمان با ورود به دبیرستان آغاز شد و با انتخاب رشته ریاضی و فیزیک و ثبت نام در دبیرستان شاهد بر روی اولین خوان و سفره فرهنگستان شهید و شهادت نشست و از فرهنگ معنوی آن بهرهمند شد.
دوران دبیرستان دوران رشد و شکوفایی ناصر بود و هوش و استعداد ناصر زبان زد خاص و عام شده بود به طوری که همه معلمان و کادر آموزشی را تحت تاثیر خود قرار داده بود.
پیشرفت در درس و مدرسه و کسب علم و دانش از یک طرف و مهر و محبت و مردم دوستی ناصر را در قلب و روح همه معلمان و همکلاسیها و حتی مردم عادی قرار داده بود.
ناصر در کمک به پدر و مادر و فامیل همیشه پیشتاز بود، در کارهای خانه یار و مددکار مادر و در کارهای بیرون از خانه رفیق و همدم و کمک پدر بود.
ناصر در زمان حیاتش اعضای بدنش را بخشیده بود و کارت اهدای عضوش همیشه همراهش بود.
تقید به احکام و فرامین ائمه و انجام واجبات و مستحبات دینی در روح و روان ناصر ساری و جاری بود، نمازهای شبی که ناصر حتی در مسافرتهای خانوادگی و فامیلی در دل شب اقامه می کرد خاطرات ماندگاری شدند که هنوز که هنوز است نقل محافل فامیل و بستگان است.
دوران دبیرستان ناصر به پایان رسید و از آنجایی که علاقه فراوانی به رشته هوا و فضا داشت با شرکت در کنکور و انتخاب رشته هوا و فضا در دانشکده علوم و تحقیقات تهران پذیرفته و ادامه تحصیل داد.
علاوه بر امتیازات علمی در کارهای فرهنگی و اجتماعی با حضور مداوم در پایگاههای بسیج دانشجویی فعالیت می کرد و در راه آرمانهای نظام جمهوری اسلامی از پیشتازان و پیشگامان بود و هر کجا که نیاز به خدمات و حمایت ایشان بود در خط مقدم قرار داشت و بدون هیچ چشم داشتی و صرفا جهت رضای خدا و خشنودی مردم قدم بر میداشت.
انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری در ۲۲ خرداد سال ۸۸ یعنی همزمان با ترم آخر تحصیل ناصر امیرنژاد برگزار شد و حواشی و حوادث به وجود آمده خبر از وقوع فتنهای بزرگ می دادند، با اعلام نتیجه انتخابات و اعتراض کاندید رقیب و دعوت مردم و طرفداران به کف خیابان، کشور دچار هرج و مرج و آشوب شد و سرویسهای جاسوسی بیگانه و صهیونیسم نیز فعالیت خود را چند برابر کردندو بر آتش فتنه افزودند و انتخابات مردمی و باشکوه ملت ایران را زیر سوال برده و خدشه دار کردند.
شهید ناصر امیرنژاد، جوان با بصیرت این وقایع را میدید و غم میخورد و از درون میسوخت همانند دیگر بسیجیان تمام تلاش خود را جهت بصیرت افزایی و آگاهی مردم نسبت به شناخت فتنه و فتنه گران انجام میداد.
مردان و زنان و کودکان زیادی را هدایت و از مهلکه نجات داد.
غم هایش را پنهان و سعی در آرام کردن اوضاع داشت و از هیچ اقدامی فروگذار نشد تا اینکه در واپسین روز بهار ۸۸ فتنه جویان و آشوب گران رشادتهای این جوان مومن وطن پرست را تاب نیاورده و در روز ۶۳ خرداد ۸۸ با آتش کینه دشمن صهیونیسم و سرسپردگان داخلی پرونده زندگی زمینی شهید ناصر امیرنژاد این جوان بلند پرواز و محبوب بسته شد و ناصر به ملکوت اعلی پیوست و خرقه گرانبهای شهادت برتن کرد.