پخش زنده
امروز: -
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام گفت: حضور گسترده مردم در آیین تشییع رهبر شهید در عراق، اثباتی بر فراتر رفتن جایگاه رهبری دینی از مرزهای جغرافیایی و بستن دهان منتقدان بود.

به گزارش خبرگزاری صداوسیما، آقای غلامعلی حدادعادل در برنامه گفتگوی ویژه خبری به تشریح پیام تشییع با شکوه رهبر شهیدمان پرداخت و به پرسشها در این باره پاسخ داد.
متن کامل این گفتگو به شرح زیر است:
سؤال: در همه دنیا یک تشییع و تصاویری از این تشییع را دیدیم و دیدند که در تاریخ بی نظیر بود، در بدرقه رهبر سیاسی و عزیز ملت ایران که چنین پیامهای مهمی به دنیا مخابره و صادر کرد. اگر بخواهیم بحث مان را از تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب و خانواده عزیز شهیدشان که یکی از اعضاء دختر بزرگوار شما بود، شهیده زهرا حداد عادل آغاز کنیم، این تشییع و آنچه را در این تشییع، چه در تهران و قم و عراق و مشهد دیدیم، چه پیامهای مهمی را به دنیا صادر کرد؟
حداد عادل: در نیمه اول تیر ۱۴۰۵ دو کشور ایران و عراق شاهد یک اتفاق بزرگ اجتماعی و دینی و سیاسی بودند که تشییع پیکر رهبر شهید ایران و خانواده ایشان بود. جا دارد که لااقل در یک برنامه اختصاصاً راجب به این موضوع صحبت شود. بنده، چون توفیق حضور این در این مراسم را چه در ایران و چه در عراق، در ایران در تهران و قم و مشهد داشتم، سعی میکنم آنچه دیده و فهمیدهام را با شما درمیان بگذارم. اولاً از چند روز قبل از شروع مراسم وداع به صورت خصوصی دراختیار خانوادهها گذاشتند به این صورت که آنها را برای شرکت در مراسم تقسیل دعوت کردند و بعد از ۴ ماه این خانوادههای داغدار پیکر شهدای خودشان را دیدند و یک مراسم تقسیل خصوصی خانوادگی برگزار شد. یک نوبت هم به خانواده اش دادند، یکی دو ساعتی یک مراسم وداع خانوادگی که پیکر در تابوت بود که ما اینها را برگزار کردیم، روزهای سه شنبه و چهارشنبهای که از صبح جمعه وداع رسمی آغاز شد. روز جمعه روز احترام مقامهای کشورهای خارجی و هیئتهای خارجی بود که بنده هم از صبح تا نزدیک به غروب در مصلی در خدمت این هیئتها بودم و جمعاً نزدیک به ۱۰۰ هیئت چه از مقامها و چه از تشکلهای مردمی و انقلابی و دینی از سراسر جهان آمدند و احترام کردند.
چون مستقیم پخش میشد احتیاجی به توضیح ندارد ولی خیلی منظم بود. این درحالی بود که ۴۷ سال سعی شده بود که ایران را یک کشور منزوی نشان بدهند و امریکاییها برای کشورهایی که نماینده یا هیئت به ایران فرستاده بودند تهدید کرده بودند و خط و نشان کشیده بودند ولی واقعیت را همه مردم دنیا دیدند. بعد از آن دو روز دیگر هم در مصلی به صورت ۲۴ ساعته مراسم وداع بود که به صورت شبکههای خبر دائم برنامه مصلی داشت احتیاجی به توضیح نیست و جمعیت عظیمی که آنجا سوگوار بودند و در تهران با رهبرشان وداع میکردند. در روز شنبه و یکشنبه همینطور و دوشنبه هم تشییع در تهران که جمعیت را دیدید و روز بعد از آن پیکر به قم رفت و بنده شبانه به قم رفتم که فردا در نمازی که در جمکران بر پیکرها خوانده میشد شرکت کردم و دوباره در چهارشنبه عراق بودیم و پنجشنبه صبح از نجف مستقیم به مشهد رفتیم و همان روز تشییع در مشهد انجام شد و دفن پیکرها نزدیک به اذان صبح روز جمعه به طول کشید.
در یک جای بسیار مناسبی البته خیلی گزینههای مختلف با هم مقایسه شده بود و بحثها و مشورتها و اینها نهایتاً در رواق دارالذکر جای بسیار مناسبی به امام رضا سپرده شد نگوییم به خاک سپرده شد هفت روز این سوگواره ملی طول کشید این یک گزارشی فقط از نظر زمانی و مکانی و مسیری و آماری که دادهاند بین چهل تا چهل و سه میلیون نفر برآورد شده که در این دو کشور و در این شهرها حضور داشتهاند و واقعاً به قول معروف تا چشم کار میکرد مردم بودند من همان شبی که از تهران میرفتم به قم مثلاً راه یک ساعت و نیم را ما چهار ساعت طی کردیم همینطور مردم عاشقانه راه افتاده بودند از شهر قم به سمت جمکران و از فاصلههای دور قبل از حرم جمکران همان طور شبانه کنار خیابان مانده بودند حالا بعضی خوابشان برده بود بعضی مادر بچه به بغل داشتند همینطور این بیابان و خیابان پر بود از جمعیت که فردا صبح در نماز شرکت کردند و دوباره جنازه را تا قم از آن بزرگره تشییع کردند و در قم از استانهای مجاور مثل خود تهران و اصفهان و استان مرکزی هم از شهرهای مختلف زیاد آمده بودند همه جا هم این طور بود در عراق جداگانه صحبت میکنم.
سوال: اگر بخواهید قاب تشییع رهبر شهید انقلاب و خانواده عزیز شهیدشان را ترسیم کنید در یک قاب در تهران و قم میخواهم مجزا و مفصل به عراق بپردازیم این قاب شما چه مؤلفههایی دارد چه تصویری از این قاب خواهید کرد؟
حدادعادل: این تشییع یک معنای مهم داشت یک پیام مهم داشت دشمنان تصور میکردند که با حذف فیزیکی رهبر انقلاب نظام اسلامی خاتمه پیدا میکند تصورشان این بود و همین کار را هم کردند ولی دقیقاً نتیجه عکس گرفتند یعنی مردم با این حضورشان اثبات کردند که شما میتوانید یک شخص را حذف کنید ولی نمیتوانید شخصیت او را از خاطرهها محو کنید نمیتوانید راه او را حذف کنید و شما میتوانید یک ناظم را به شهادت برسانید ولی نظام را نمیتوانید نابود کنید این مردم با حضورشان وفاداری خودشان را به آرمانهای رهبر شهید به مکتب او به ارزشهای او به راه او ثابت کردهاند و در واقع وفاداری خودشان را به حکومت دینی، حکومت اسلامی، حکومت مبتنی بر ولایت فقیه نشان دادهاند و این بهترین فرصت بود بهترین جلوه بود که یک چیزی بود که هیچکس دیگر نمیتوانست حرفهای بچگانه مبتذل بزند مثلاً سابق روز قدس مردم میومدند یا بیستم بهمن میومدند یک عده گفتند که ساندیس میدهند به مردم چیکار میکنند ولی این طوفان مردم این اقیانوس مردم اصلاً همراه با سختی یعنی در دهان همه یاوه گویان را بست و به همه دنیا نشان داد که در دنیا اتفاق تازهای افتاده یه نگاه تازهای به انسان و خدا و جهان و طبیعت در پرتو اعتقاد دینی ظاهر شده که نوید یک تمدن دیگری را میدهد همان که رهبر شهید تمدن نوین اسلامی مینامید این نگاه تازهای است یک الگوی تازهای است این چارچوبهای به اصطلاح متداول در دنیای غرب و دنیای غرب زده نیست این پیام بسیار مهمی است.
سوال: و دنیا هم این پیام را گرفت؟
حدادعادل: بله، چون مردم از خودشان سؤال میکنند که یعنی در همه جای دنیا که این ایرانیها یا عراقیها و دیگران چه دیدهاند که این طور میسوزند اینطور حضور پیدا میکنند این طور حماسه خلق میکنند این طور عشق میورزند خوب خیلی میشود راجع به این صحبت کرد دیگر یه جوابش این است که مردم خیلی چیزها در این رهبری و در این انقلاب در این نظام دیدند که یک مؤلفه مهمش صداقت است یعنی کسی صادقانه (و من المؤمنین رجال صدقوا ما عاهدوا الله علیه) یعنی آقای خامنهای شهید آقای شهید ایران مظهر آن مردانی بود که بر سر آن عهد و پیمانی که با خدا بسته بودند صداقت داشتند پافشاری کردند و اینکه استقامت ورزیدند (قالوا ربنا الله ثم استقاموا) و با ملت خودشان صاف بودند خدمت میکردند مردم هم دوستشان داشتند.
سوال: و در راه اقتدار ایران خانواده خودشان را عزیزان خودشان را تقدیم کردند و چقدر این احساس در بین مردم وجود داشت و این همراهیها و این جملهها شنیده میشد؟
حدادعادل: یعنی اینکه کسی بماند در خانه خودش و دخترش که حالا این بشری خانم هم یک گوهری بود و کمتر راجع به ایشان صحبت میشود، چون یکی از خصوصیات همین خانواده شهید رهبر این است که اینها اهل جلوهگری و خودنمایی و اینجا و اونجا رفتن و اینها نبودند شما در خیلی حکومتها میبینید که در خانواده به تک تک افراد مسئولیت میدهند دائم اینها را در رسانه مطرح میکنند ولی گمنامی افتخار این خانواده بود همین بشری خانوم دختر کوچیکش و آقای مصباح الهدی باقری کنی که استاد پژوهشگر دانشمندی بود در دانشگاه امام صادق و زهرای ما اینها به هر حال یک کسی در میدان در متن معرکه رهبر همراه با خانوادهاش شهید بشود این یک معنای بسیار عمیق معنوی و ملکوتی و دینی و عاشورایی دارد برای این مردم و در عمق وجدانهای مردم این جا دارد یک چنین تشییعی که اینطور عاشقانه تشییع میکنند آن وقت یک پیام مهم داشت به آن کسانی که نشستند در خارج کشور و خیال برگشت به ایران را دارند در واقع مردم به آنها پیام میدهند بهطور عملی نه اینکه حالا به این نیت اومده باشند خیابان ولی این جمعیت به آنها میگویند که شما تشریف بیاورد با ما روبهرو هستید یعنی آن قدر مخالف دارید حالا میخواهی تشریف بیاورید بفرمایید ولی این طور نیستش که شما بیایید توی مثلاً رسانه یک مثلاً آدمی بیاید بگوید که تو که میگویی مردم با من هستند مردمت را بیاور در خیابان ببینیم کجا هستند این مردم از این حرفها میزدند.
سوال: بله، مردم آمدند و وفادارانه آمدند با قدرت اومدند و همچنان هم در میدانند؟
حدادعادل: بله، بفرمایید این مردم و این مردم که حاضرند.
سوال: آقای دکتر ما یک جهت زمانی یک مروری داشتیم و به جهت پیامهای مهمی که برای دشمنان داشت برای تمام جهانیان داشت، اما یک سرفصل مهم بدرقه و وداع مردم عراق با پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی و خانواده عزیز شهیدشان بود آقای دکتر حداد عادل در عراق چه دیدید؟
حدادعادل: خوب اصلاً این یک امر تعجب آوری بود که یک رهبری یک رئیس مملکتی در مملکت خودش ترور شد به شهادت رسید اینکه در یک کشور دیگری ببرند تشییع بکنند اصلا این امر متعارفی نیست بنده در تلویزیون خودمان دیدم که از همین ماهوارهها و تلویزیون ضدانقلاب یک صحنهای را پخش میکرد که دو سه نفر نشسته بودند میزگردی داشتند فرمایشات میکردند به اصطلاح که یکیشون میگفت بله آقا چه معنی دارد یک کسی توی کشور خودش حالا میخواهند تشییع کنند ببرند در یک کشور دیگر و مملکت دیگهای معنی ندارد از قبل از اینکه این اتفاق بیفتد خیلی ناراحت بودند که چرا یک همچین کاری میخواهد بشود بله خوب آنها نمیفهمند داستان چیه ولی اینکه این پیکرها از ایران به یک کشور دیگری مثل عراق برود.
این به این معنا است که یک مفهومی به نام امت، درکنار مفهوم ملت میآید. یعنی آقای شهید را در ایران ملت خودش بدرقه کردند ولی این ملت جزء یک مجموعه بزرگتر به نام امت اسلام هستند. یعنی یک حقیقتی وجود دارد به نام امت اسلام و شعاع رهبری دینی مربوط به مرزهای سیاسی و جغرافیایی نیست، این مرزها قراردادی و اعتباری است، اما مرزهای اعتقادی از مرزهای اعتباری خیلی فراتر است و رهبر ما در عین حالی که بعنوان یک رهبر دینی معتلق به ملت ما بود، متعلق به امت اسلام است. یک بخشی از این امت اسلامی در عراق فرصت کردند مثل مردم ایران و حتی گاهی از وقتها قویتر از مردم ایران ابراز احساسات کردند و تجدید بیعت و تجدید عهد کردند و اگر امکان داشت که این پیکرها علاوه بر ایران و عراق به پاکستان و افغانستان و کشمیر هند و کشمیر پاکستان و لبنان و یمن هم میرفت، هر جا که میرفت، همین اتفاقی که در ایران و عراق افتاد در آن کشورها هم میافتاد. کسانی که سؤال میکنند و طعنه میزنند که چه معنی دارد یک پیکری را در یک کشور دیگری تشییع جنازه کنند آنها تربیت و فرهنگ دینی ندارند و ذهن شان از آن محدودیتهایی که ناسیونالیسم برخاسته از سکولاریسم بر آنها تحمیل کرده است فراتر نمیرود.
آنها نمیفهمند که چطور ممکن است که عشق و علاقه و ایمان و الهام گیری از یک رهبر از این خطوط مرزی و سیاسی متعارف فراتر برود. این سکولاریسم که مرام و مکتب عمومی تمدن غرب است نمیتواند مفهوم امت را بفهمد و رابطه امت و امام را بفهمد. در عراق احساسات مردم خیلی عجیب است، عراقیها در عزاداری خیلی پرشور هستند و اشک و آه و تأثر و شور و هیجان تبدیل به حماسه شده است و از ساعتها قبل از اینکه این پیکرها در خیابانها به حرکت دربیاید، مثل خیابانهای ایران کف خیابان پر بود. ما در مجتمع فرهنگی آموزشی شهید سیدمحمد باقر حکیم مستقر بودیم، از آنجا میدیدیم که پلهای چندطبقه زن و مرد از صبح در آفتاب گرم ایستاده بودند و عزاداری میکردند و وقتی متوجه هیئت ایرانی میشدند هجوم میآوردند و تسلیت میگفتند. در بین آنها فراوان بودند کسانی که از ترکیه و لبنان به عراق آمده بودند برای حضور در این مراسم. ما که ارد شدیم شب بود، اندکی بعد از ورود هواپیمای شامل هیئت ایرانی که وارد نجف شدیم هواپیمای کوچک دیگری پیکرها را آورد، عراقیها در فرودگاه چه کردند وقتی پیکرها از هواپیما بیرون آمدند. من یک وقتی دانشجوی علوم اجتماعی بودم، در این ایام فکر میکردم که اصلاً باید یک شاخهای در جامعه شناسی و روانشناسی داشته باشیم به نام جامعه شناسی ازدحام، روانشناسی ازدحام. میخواهید از مردمی که بی قرار و بی شمار هستند در بین آنها نظم ایجاد کنید که کار دشواری است.
در فرودگاه نجف شاهد بودیم از یک طرف جوانهای عراقی و مسئولان عراقی که به استقبال پیکر آمده بودند، خود اینها بی تاب بودند، یعنی آن کسی که باید نظم را برقرار میکرد خودش بی اختیار بود و ما یک ساعتی همینطور در فرودگاه نجف درگیر بودیم تا توانستند برنامه را شروع کنند. رجال عراق آمده بودند، بردن این پیکرها به عراق به دعوت و درخواست نمایندههای مجلس عراق بود. سران عشایر، رهبران سیاسی شیعه، علماء، مرجعیت، نخبگان فرهنگی و اجتماعی درخواست کرده بودند. دولت عراق یک ستادی با مسئولیت رئیس دفتر نخست وزیر عراق و مسئولین نظامی و وزراء و استانداران تمام مراحل تشییع را برنامه ریزی کرده بودند و مدیریت میکردند و شخص نخست وزیر عراق و اعضای جریان هماهنگی شیعه تمام توان خودشان را به کار گرفتند و کار کارستانی کردند. ما از صبح جلوی مجتمع شهید حکیم رفتیم درکنار مردم و شاهد انتظار و آه و اشک مردم بودیم در گرمای ۴۰ و چند درجه اینها حرکتها و اجتماعهای طولانی، زن و مرد، جوان ها، بچهها چه احساساتی داشتند. شما در فضای مجازی دیدید یک بچه ۱۲ روزه را آورده بودند و دست به دست دادند و این بچه را به این پیکرها متبرک کردند و برگرداندند.
ما از اینها ما زیاد دیدیم. ما درنجف شاهد این برنامهها بودیم که مردم چه میکردند با این کاروان شهدا و بعدازظهر همان روز ما از نجف عازم کربلا شدیم که وقتی پیکر به کربلا میرسد در حرم امام حسین و حرم حضرت عباس در نماز شرکت کنیم. آنجا شاهد بودیم در این مسیر نجف به کربلا که این کامیون حامل پیکرها به هر عشیرهای که میرسید اینها از صبح آمده بودند در بزرگراه ایستاده بودند و با علامتها و پرچمها و عزاداری منتظر پیکرها بودند و کامیون به هر عشیرهای که میرسید، چه عزاداری میکردند و چه غوغایی میکردند و همینطور دست به دست تحویل میدادند و پیکرها این راه یک ساعته را شاید ۱۰ ساعت طی کردند تا به شهر کربلا رسیدند و در کربلا هم همینطور آکنده از جمعیت، شبانه پیکرها را تا حرم آوردند. من برای حضور در نماز احترام کرده بودند که خانوادههای شهدا را دعوت کرده بودند تا نزدیک به امام جماعت نماز باشند. پیکر آقای شهید را میخواستند از قاب قبله به رواق حرم بیاورند، فاصله حداکثر ۳۰ متر بود، باورتان نمیشود حدود یک ساعت تمام ا ین پیرمرد محترم ایستاده بود و علمای دین درکنار او و جمعیت پشت سر او و مردم اجازه نمیدادند که این پیکر این ۳۰ متر را طی کند. هرچه جوانهای قوی هیکل عراقی دست به دست هم میدادند که کوچهای باز کنند که کوچهای باز شود، اما نمیشود. مرتب در بلندگو خواهش میکردند که اجازه بدهند ولی اشک و آه و غوغا نمیگذاشت آخر سر هم وقتی درب کامیون باز شد و پیکر را وارد این جمعیت کردند همان نظم مختصری که برای یک ساعت ایجاد کرده بودند درجا شکست و یک غوغایی برپا شد که من نتوانستم نماز بخوانم.
سؤال: پدر همیشه دست فرزندانش را میگیرد و به سفرهای مختلفی میرود تا فرزندان بزرگ شوند و رشد کنند. شما سفر عراق و عتبات را همراه با زهرا خانم به غیر از اینکه همراه هیئت و در جوار پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی، دکتر مصباح و بشری خانم داشتید طی میکردید و مراسم را میدید، همراه زهرا خانم بودید در سفر عتبات، چه حالی داشتید؟
حداد عادل: این غزل معروف سعدی را شنیدهاید،ای ساربان آهسته ران که آرام جانم میرود ... من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم میرود..... بگذارید به زبان شعر بگویم، حال من و حال همه این بود. ما با زهرا قبلاً کربلا و نجف رفته بودیم با همسرشان با هم میرفتیم ولی این سفر ویژهای بود. آنجا در کربلا نه تنها مقامات عراقی سنگ تمام گذاشتند و در فرودگاه همه چهرههای شاخص عراق برای ادای احترام آمدند. میدانید در آنجا شیعه، سنی، کرد، عرب، ایزدی و طوایف دیگر و حتی بعضی از نمایندههای کشورهای خارجی حضور داشتند، گفتند ۱۰ میلیون نفر در عراق بودند و ۴ هزار خبرنگار داخلی و خارجی و ۴۵ ایستگاه رسانهای این تشییع را گزارش کردند و تولیت حرمهای مطهر علوی و حسینی و عباسی نهایت بزرگواری و مهمان نوازی را کردند، زائرنوازی کردند از آقایی که بعد از انقلاب همیشه آرزوی زیارت داشتند ولی موفق نشدند. به قول مداحان که این شبها نقش ارزشمندی را ایفا میکنند، آقا این بار به صورت خانوادگی به زیارت کربلا رفتند پذیرایی میکردند، یکی از جلوهها حضور زنان عراقی بود. زنهای عراقی برخلاف خانمهای ایرانی در مسیر راهپیمایی حرکت نمیکردند، اینها در دو طرف حاشیه مسیر مردان حضور داشتند و حضور بسیار چشمگیری داشتند.
عراق همه آن ظرفیت اربعینی خودش را با همه موکبها برای تشییع در میدان آورده بود و یک حماسه ماندگاری خلق کردند که بنده تصورم این است که یک بذری افشانده شد که محصول آن را در سالهای بعد باید درو کرد و قدر دانست که تحکیم پایههای مقاومت در برابر سلطه امریکا و سلطه صهیونیست، نشان داده شد که مقاومت یک واقعیت انکارناپذیر است. یکی از شگفتیها این بود که این وفاداری و اشک و آه و این همت و این تشییع توسط مردم کشوری صورت گرفت که امریکاییها یکسال و نیم بعد از پیروزی انقلاب سعی کردند به دست آن کشور حکومت اسلامی را سرنگون کنند. ۸ سال جنگ بین ایران و عراق بود که هم این ملت شهید دادند و هم آن ملت شهید دادند و طولانیترین جنگ بین این دو ملت بود. حالا همان ملت عراق که امریکا میخواست به دست آنها حکومت اسلامی را سرنگون کند اینطور با این رهبری و با این ملت یگانه شده بودند. این همان معنای حب الحسین یجمعنا که محبت امام حسین است که این دو ملت را جمع کرده است. یعنی این آقای شهید مثل جد بزرگوارشان با خانواده همینطور شهید شدهاند با کودک ۱۴ ماهه، با دختر و عروس و داماد.
سؤال: روند اجرا از نظر شما و توصیههای پایانی شما را بفرمایید؟
حداد عادل: مشهد شهر آقا بود، همشهری شان بود، آقا هم به مشهد علاقه داشتند و سرسپرده امام رضا (ع) بودند. از سالها پیش هم همه میدانستند که نظر آقا این است که در جوار حضرت رضا (ع) دفن شوند مردم مشهد هم حماسه خلق کردند خیلی غوغا بود اونجا هم موکبها و مردم و آستان قدس و استانداری و همه با همه و شهرهای استان و خراسان شمالی و خراسان جنوبی و دیگر همه بودند و عرض کردم من راجع این تشییع میخواهم بگویم که در مجموع یک کار بزرگی صورت گرفت و کار موفقی بود یک نمونهای از مدیریت کلان موفق بود اینجور کارها در کشورهای دیگر اصلاً سابقه ندارد یعنی شما در اجتماعات کشورهای دیگر بروید بررسی کنید یک مجلهای دویست سیصد سال دویست سال شاید بیشتر است که در آمریکا منتشر میشود میدانند اهل فن به نام نشنال جئوگرافیک این مجله خیلی معروفی است و خیلی عکسهای تاریخی چاپ میکند اگر دستهای صهیونیستها و اینها مانع نمیشد این مراسم تشییع باید روی جلد شماره آینده نشنال جیاگرافیک قرار میگرفت و جزو وقایع ماندگار جغرافیای جهان محسوب میشد در این مراسم مدیریت خیلی کار دشواری است و من میخواهم بگویم این یک مایه امید است یک نمره قبولی است برای دولت ما برای حکومت ما برای حاکمیت ما که توانست در کشوری که در حال جنگ است و اینهمه مشکلات دارد و مسائل امنیتی دارد.
این تشییع را در مجموع به این خوبی برگزار کند من این را یک کار موفق میدانم و باید تشکر بکنم از همه دستگاهها از دستگاههای حاکمیتی حکومتی و به خصوص مردم که مردم سنگ تمام گذاشتند یعنی اصلاً کار دست مردم بود عمدتاً دولت شخص، رئیسجمهور، معاون اول، وزارت کشور، وزارت بهداشت درمان، وزارت امور خارجه، وزارت راه، وزارت کار رفاه، وزارت آموزش پرورش، هلالاحمر، اورژانس بسیج، نیروی انتظامی، نهادهایی مثل شهرداری، صداوسیما، رسانهها و امور سازمانها که هر کدام موکبی برپا کرده بودند همه عاشقانه صادقانه کار کردهاند و این به نظر من یک مدال افتخاری است که یک نفر در این اجتماع عظیم فوتی ما نداشتیم در حالی که ما در سال نود و هشت در تشییع پیکر شهید سلیمانی در کرمان چند ده نفر شهید داشتیم اگر همان اتفاق میخواست در همان مقیاس در تهران بیفتد ببینید چه اتفاقی میافتاد خوب همت کردند تلاش کردند البته من نمیخواهم که بی عیب هم بود اشکال هم داشت من در مجموع میگویم به نظر من یک مسئله مهم این بود که به مردم گفته شده بود مسیر تشییع از خیابان دماوند است تا بزرگراه لشگری ولی پیکرها را از وسط خیابان آزادی از اونجا حرکت دادند و این برای مردم سخت بود یعنی مردمی که از روز پیش از شهرستانها آمده بودند و در خیابان ایستاده بودند و بالاخره با چشم آخرین وداع را بکنند حالا گرچه در مصلی خیلی دیده بودند ولی این مردم دیدند که پیکر از یک جای دیگری حرکت کرده و حق هم با مردم بود در مشهد هم یک همچین اتفاقی افتاد البته مسئولان من بعید بدانم که عالماً عامداً به مردم خلاف گفته باشند ولی من سؤال کردم آنها یک دلایلی داشتند که اگر میخواستیم پیکر در طول این مسیر برود اتفاقات ناگواری ممکن بود پیش آید.
سوال: هم مدیریت جمعیت را شاید میخواستند بهگونهای انجام بدهند هم زمانبندی که حالا برنامه فشرده بود؟
حداد عادل: ولی من به مردم حق میدهم گلایه بکنند.
سوال: چون از راههای دور آمده بودند و بعضاً نزدیک؟
حداد عادل: یعنی مردم جواب دلشان را باید داد من از شما خواهش میکنم از مسئولین اصلی این مراسم دعوت کنید آنها یک خورده توضیح بدهند برای مردم و عذرخواهی مجدد و بیشتری بکنند از مردم که آنهایی که گلهمندند و حق هم دارند.
سوال: آقای پورجمشیدیان همان در تایم ایام تشییع از مردم عذرخواهی کردند ولی به جهت تبیین موضوعات دیگر حتماً نکته شما به روی چشم؟
حداد عادل: بهداشت درمان هجده تا بیمارستان صحرایی زده صد و چهارده هزار نفر بیشتر بیمار سرپایی داشته یا بیمار جراحی که به جراحی هم کشیده و اینها هیچ مرگومیر نداشتند حتی پنج مورد ایست قلبی را احیا کردند و با بالگرد و با موتور سیکلت و بیش از هزار دستگاه آمبولانس اینها یعنی کار بزرگی کردند همه و همه و هر وزارتخانهای در جای خودش این نشان دهنده وحدت مردم است و من آخرین توصیهام این است این مردم و این وحدتی را که با عشق به رهبر شهید در تشییع نشان دادند با اطاعت و عشق به رهبر از جدید در همین حضور در میدانها و خیابانها ادامه بدهند و اساس این باشد که وحدت را حفظ کنند من خواهش میکنم از همه سیاسیون از همه مردم علاقهمند که این اجتماعات شبانه را به بگو و مگو و صفبندی و مشاجره و اختلاف نظر و اهانت به مسئولان و حرفهای ناروا زدن و اینها مبدل نکنند و این اجتماعات را همین طور متحد در برابر دشمن بیگانه حفظ بکنند که این رمز پیروزی است.