پخش زنده
امروز: -
بهمناسبت شهادت حضرت رقیه، معصومی از تبار معصومان و با تکیه بر فرمایشات رهبری، باید مسیر قانونی و بینالمللی را برای محاکمه اشرار و جنایتکاران با جدیت تمام طی کنیم.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری صداوسیما از میان هیاهوی تاریخ و پستی و بلندی روایتها، صدایی هست که قرنهاست بندبند وجود انسان را میلرزاند؛ صدای بیتابی دخترکی سه ساله که در سیاهی خرابههای شام، در شهری غریب و ناکجا آباد، تنها به دنبال نشانی از آغوش پدر میگشت.
حضرت رقیه (س)، آن شیرینزبان کوچک که دنیا را جز غم و اندوه و مصیبت نفهمید، امروز برای ما تنها یک شخصیت تاریخی و یک مناسک عزاداری نیست. لبیک یا رقیه، دیگر محدود به مراسم سوگواری نمیماند؛ امروز لبیک یا رقیه، یعنی لبیک گفتن به فریاد هر کودکی که با خنجر بیرحمانه شرارت و ضلالت، از مهر پدری و بنیادیترین حق خویش یعنی حق حیات محروم شده و صدای ناله مظلومیتش آفاق را شکافته است.
او نخستین معصوم از تبار معصومان بود که در چنگال شقاوت، جان سپرد و نامش برای همیشه به نماد مظلومیتِ کودکی در برابر قدرتِ بیرحم بدل شد.
آنچه از شام تا غزه، از میناب تا جزیره اپستین در برابر دیدگان ما رخ داده و میدهد، زنجیرهای به هم پیوسته از جنایات سیستماتیک است که رگهای مشترک در تمامی آنها قابل ردیابی است: «بیرحمی ساختارهای قدرتمند» و «ضلالت و گمراهی از راه توحیدی». تاریخ نشان داده که ظلم چهرهای ثابت ندارد، بلکه متناسب با زمانه لباس عوض میکند. گاه با لباس نفاق و تزویر میآید، چنانکه سر دو طفلان مسلم را به عنوان هدیه در طبق نهادند و قربانی فرآیندهای مهلک و بیرحمانه قدرت کردند.
گاه با لباس «تمدن» ظهور میکند، همانگونه که در سال ۱۹۰۳ انسانها را در «باغوحشهای انسانی» به نمایش میگذاشتند تا حیوانیزه شدن بیگناهان را در چشم تودهها عادی جلوه دهند. و گاه نقاب «اشرافیت و قدرت» بر چهره میزند، چنانکه در جزیره شوم اپستین، کودکان و نوزادان در شبکهای از فساد، قاچاق و تعرض، به ابزاری برای لذتجوییِ هیولاهای قدرت بدل شدند.
اینها تصادفی نیستند؛ اینها حلقههای یک زنجیره پیوسته از نظامهای اشغالگر و فاسدند که همواره یک هدف ثابت را دنبال کردهاند: تخریب «معصومیت». گویی این ساختارها به خوبی دریافتهاند که معصومیت، بزرگترین تهدید برای دوام ظلم است، چرا که نفس وجودش، بیآنکه سخنی بگوید، کیفرخواستی جاودانه علیه بیرحمی است.
و امروز، این زنجیره شرارت بار دیگر در برابر چشمان ما، در هیئتی جدید، بازتولید شده است. غزه، بازنمای زنده و دردناک همان شرارت بیپایان تاریخی است. کودکان غزه، همان نوزادانی هستند که زیر آوار خانههایشان، در میان خاک و خون، زنده به گور میشوند؛ درست همانگونه که حضرت رقیه (س) در تنهایی خرابههای شام، در میان تاریکی ظلم و تلی از نفاق جان سپرد. همانطور که ماکان نصیری در زیر تلی از خاک و خون و خاکستر، جانفدای ایران شد. تفاوت تنها در زمان و مکان است، وگرنه جوهر ماجرا یکی است.
تفاوت در این است که امروز ما با دوربینها و رسانهها شاهد هستیم که چگونه «نهادهای اشغالگر» با سیستماتیک کردن قتلعام، معصومیت را هدف میگیرند. امروز رقیه و نبیله و ماکان، در چهارراهی به نام حقیقت و عدالت به یکدیگر رسیدهاند و از ما پاسخی فراتر از گریه و ماتم میطلبند.
ای جویندگان حق! اکنون به امر رهبر شهید و رشیدمان بر آنیم تا بر مرز منفعلانه «صبر» و «سکوت» خط بکشیم. اگر میخواهیم به گریههای حضرت رقیه (س) پاسخی واقعی داده باشیم، اگر میخواهیم خون کودکان میناب و کودکان غزه را به تقاضایی برای عدالت بدل کنیم، نباید در چارچوبهای بیاثر و بیمقصد درجا بزنیم. شرارت علیه کودکان را نمیتوان و نباید با بیانیههای تشریفاتی و مراسم نمادین پاسخ گفت و پرونده را بست.
ما باید برای خاتمه دادن به این زنجیره جنایت، با تمام توان به سمت «شکایت رسمی» و پیگیری حقوقی در نهادهای بینالمللی حرکت کنیم و گریبان جنایتکاران را رها نکنیم. اما این مسیر دشوار، نیازمند بصیرت و هدایت است. همانگونه که رهبر شهید ما، که خود از مظلومان و حقطلبان بود، ما را به ایستادگی در برابر این ساختارهای فاسد فراخوانده است، ما نیز باید با تکیه بر فرمایشات ایشان، مسیر قانونی و بینالمللی را برای محاکمه اشرار و جنایتکاران با جدیت تمام طی کنیم.
باید چنان کنیم که این پیگیری حقوقی به درس عبرتی ماندگار برای تاریخ بدل شود، به گونهای که دیگر هیچ قدرتمندی گمان نبرد که میتواند معصومیت کودکی را بیمجازات پایمال کند. این است معنای حقیقی لبیک یا رقیه در روزگار ما....