آيا برنامه ششم توسعه متمايز خواهد بود؟
برنامه ششم توسعه در محیط داخلی و خارجی متمایز از همتاهای قبلی خود در راه است.

به گزارش
خبرگزاري صدا و سيما، برنامههای پنج ساله قبلی با درآمدهای نفتی کلان و بدون تجربه تحریمهای اقتصادی و پدیدههایی مانند برجام تایید و تصویب شده است که این موارد از ویژگیهای اصلی برنامه ششم توسعه به ویژه در حوزه اقتصاد مقاومتی است.
برنامه ريزي به معني هوشمند کردن تلاش ها و ايجاد هدفمندي در تخصيص منابع در طول زمان است تا فاصله ميان استعدادها و مزيت هاي توليد ثروت با وضع موجود کاهش يابد و رويکردهاي آتي، بر آيندهپژوهي و آيندهنگري که همان ساختن آينده است؛ استوار شود.
همسنجي وضع موجود اقتصاد ايران با استعدادها و مزيت هاي آن نشان مي دهد که ميان اين دو موضوع هنوز فاصله زيادي وجود دارد.
طرحها و برنامههاي توسعه و تلاش براي پيشرفت، وسعت بخشيدن به دامنه انتخابها و روشهاي توليد ثروت بر اين فرضها استوار است:
1- وضع موجود را مي توان با بهبود روش کار و فعاليت و افزايش بهره وري ارتقا داد.
2- فاصله توسعه نيافتگي با وضع مطلوب در ميان مدت قابل برطرف شدن است.
3- شکاف توسعه نيافتگي، " نسبي " است و اين فاصله نسبي را مي توان با برنامهريزي هاي توسعه هم کنترل و هم حذف کرد.
4- توسعه اقتصادي در يک کشور "براي ملت، با کمک ملت و همراه با ملت" امکانپذير است.
5- هر کشوري فقط مي تواند با تکيه بر مزيت هاي توليدي خود شامل نيروي انساني، منابع روزميني، زيرزميني، جغرافيايي و منابع مجازي يا فراملي (مانند ترانزيت) به اهداف توسعه خود برسد.
6- الگوي توسعه اقتصاد ملي را مي توان با تکيه بر نظريه هاي توسعه اقتصادي شرق و غرب، غنيتر و به طرح هاي پردستاورد تبديل کرد اما همواره بايد توجه کنيم که مدل توسعه نبايد وارداتي باشد، بلکه اقتصاد هر کشوري به الگويي بومي نياز دارد.
ما توسعه اقتصاد را براي ملت ايران و در سرزمين ايران احتياج داريم و تجربه بيش از 60 سال سابقه برنامهريزي در کشور نشان مي دهد که بدون تکيه بر الگوهاي بومي به پيشرفت اقتصادي نميتوان دست يافت.
هر کشوري در هر برهه اي از زمان به الگوي ويژه اي براي توسعه اقتصادي نياز دارد و نمي توان براي همه کشور يا حتي دو کشور همسايه، يک الگوي واحد معرفي کرد.
اقتصاد ايران نيز از اين رويکرد مستثني نيست و رويكردها و جوهره برنامه ششم نيز بايد از همتاهاي بومي خود متمايز باشد.
از طرف ديگر الگوهاي برنامه ريزي که در دهه هاي قبل مورد توجه بوده است، امروز نمي توانند با همان ساختار کارايي داشته باشند، بلکه براي دهه آينده به الگوي نويني از توسعه نياز است.
البته بايد تجارب برنامه هاي قبلي و آسيب شناسي ها را مد نظر داشته باشيم و اگر مي شد همه تجارب خوب و ارزشمند دنيا را يکجا جمع کنيم چه قدر تفکر مثبت و سازنده مي توانسيتم توليد کنيم. "مي توانيم" اين کار را بکنيم پس حرکت مي کنيم.
اما توسعه اقتصادي برخي اصول ثابت هم دارد که با تکيه مي توان الگوهاي توسعه را متناسب با "هست ها و نيست ها يا بايدها و نبايدها " طراحي و ارائه کردکه در ادامه به برخي از آنها اشاره مي شود:
1- توسعه با تکيه بر مزيت هاي نسبي و مطلق اقتصادي و توليدي، پايداري بيشتر دارد.
2- توسعه اقتصادي بايد به مختصات طبيعي اقتصادي ملي تبديل و از الگوي توسعه "تنفس مصنوعي " پرهيز شود.
3-نبايد تئوريهاي غربي و نظريه هاي ديرين و نوين اقتصاددانان غربي و شرقي را به طور کامل طرد کنيم بلکه بايد از آنها براي طراحي الگوي اقتصادي کشور استفاده کنيم.
4- ما توسعه اقتصادي را براي ايران زمين و شهروندان ايراني مي خواهيم.
براي تحقق اين هدف مي توانيم از تمام تئوري ها، مدل ها و تجارب اقتصاد توسعه در دنيا استفاده و مدل بومي و مطلوب توسعه اقتصادي ايران را طراحي کنيم که دستاوردهاي آن قابل توجه و متناسب با نيازهاي اقتصادي و اجتماعي کشور باشد.
يادداشت : اسماعيل محمدي